« فصل نوين بم سازها در موسيقي اصيل ايران »
در ابتدا لازم مي بينم توضيحاتي را در خصوص اين كه زير يا بم بودن صدا به
چه معنايي است و چگونگي تبديل صداهاي زير و بم به همديگر و نحوه توليد صداهاي زير و صداهاي بم در سازها با همديگر مرور كنيم.
چون به نظرم مي رسد كه در مورد سازهاي داراي سيم ( سازهاي زهي ) ، ارائه توضيحات و درك مطلب آسان تر است ، توضيحات را با سازهاي زهي
ارائه مي كنم.
اول اين كه به تعداد ارتعاشات يك سيم در واحد زمان (يك ثانيه ) فركانس گفته مي شود ؛ارتعاش يك سيم با يك فركانس خاص صدايي را توليد مي كند كه همان فركانس را دارد.
وقتي كه يك نوازنده سه تار به يكي از سيم هاي ساز خود مضراب مي زند، بسته
به اين كه آن سيم را با دست ديگرش در كجاي دسته ساز گرفته باشد و سيم را با گوشي مربوط به آن چه مقدار سفت كرده باشد، آن سيم با فركانس خاصي به
ارتعاش درمي آيد و در نتيجه صدايي ايجاد مي شود كه همان فركانس ارتعاش سيم را دارد.
هر چه فركانس ارتعاش يك سيم و در نتيجه فركانس صداي توليد شده بيشتر باشد، صدا زيرتر خواهد بود و بالعكس هر چه فركانس صدايي كمتر باشد، آن صدا بم تر مي شود.
حال فركانس ارتعاش يك سيم و در نتيجه زير يا بم شدن صداي حاصله به چه عواملي بستگي دارد ؟
1- طول سيم : هر چه طول سيمي بيشتر باشد، صداي بم تري توليد مي كند و برعكس، هر چه سيمي كوتاهتر باشد صداي زيرتري توليد مي كند. اين مسئله را در نواختن سازي مثل تار يا سه تار به وضوح مي بينيد ؛ وقتي كه نوازنده به سيمي مضراب مي زند، با حركت دادن دست ديگر كه سيم را روي دسته ساز گرفته، از سمت بالاي دسته به سمت كاسه ساز ، با كوتاهتر شدن سيم ، صداي حاصل از ارتعاش آن زير و زيرتر مي شود.
2- نيروي كشش سيم : هر چه نيروي كشش سيمي بيشتر و يا به عبارتي هر چه سيم سفت تر باشد ، صداي زيرتري توليد مي كند و هر چه سيم شل تر باشد صداي بم تري توليد مي كند.
3- قطر سيم : هر چه قطر سيمي بيشتر باشد ، و به عبارتي هر چه سيم كلفت تر باشد ، صداي بم تري توليد مي كند ؛ وهر چه سيم نازك تر باشد ، صداي حاصل از آن زيرتر خواهد بود.
4- جنس سيم : بسته به اين كه سيم از چه جنسي باشد ، در شرايط يكسان با سيم ديگر مي تواند صداي زيرتر يا بم تري را توليد كند.
بنابر مطالب ذكر شده راه هاي زير و بم كردن صداي حاصله از ساز يكي از موارد زير است :
تغيير دادن طول سيم ، نيروي كشش سيم ، جنس سيم ، يا قطر سيم .
در مورد ساز سنتور موارد فوق به خوبي بارز هستند : هر چه از سمت قاعده بزرگ به قاعده كوچك طول سيم ها كوتاه تر مي شود ونيروي كشش سيم ها بيشتر مي شود ، صداهاي حاصله زيرتر مي شوند ، وهمچنين سيم هاي سفيد كه
فولادي و نازكتر هستند صداي زيرتري نسبت به سيم هاي زرد توليد مي كنند.
بنابراين در عالم موسيقي براي توليد صداهاي بم از سازها راه هاي مختلفي وجود دارد :
1- زياد كردن طول سيم سازها و يا به عبارتي توليد سازهاي بزرگي كه بتوان
سيم هاي بلندتري را در آنها به كار برد.
2- كم كردن نيروي كشش سيم ها ( شل كردن سيم ها ) : شل كردن سيم ها تا حد خاصي امكان پذير است. زيرا سيم اگر از حد خاصي شل تر شود ، صداي نامناسبي ايجاد مي كند ( به قول نوازنده ها گِزگِز مي كند يا گِز مي زند).
3- افزايش قطر سيم : در مورد اين روش هم محدوديت زيادي وجود دارد، زيرا با توجه به ويژگي هاي فيزيكي سازها مثل اندازه خركها و گوشي ها و همچنين طنين صداي سيم ، امكان قطور كردن سيم ها محدود است.
4- تغيير دادن جنس سيم : جنس سيم را نيز به راحتي نمي توان تغيير داد ، زيرا تغيير دادن جنس سيم باعث تغيير طنين ( رنگ ) صداي حاصل از آن مي شود و در نتيجه ممكنست جنس صداي ساز به گونه اي تغيير كند كه ساز جديدي با جنس (رنگ ) صداي كاملاً متفاوت ايجاد شود ؛ و اين اتفاقي است كه در مورد ساز تار باس افتاده است ؛ يعني با تغيير دادن جنس سيم ها سازي توليد شده كه ديگر جنس صداي تار را ندارد و في الواقع اين ساز جديد از نظر جنس صدا ديگر تار نيست.
در مجموع به نظر مي رسد كه منطقي ترين و عملي ترين راه توليد سازهاي داراي صداي بم ، توليد سازهاي بزرگتر است كه واجد سيم هاي طولاني تري باشند. چنين اتفاقي در مورد سازهاي خانواده ويولن به وضوح رخ داده است. با بزرگتر شدن سازها از ويولون به سمت ويولا ، ويولون آلتو ، ويولون سل ، و كنتر باس ، صداي بم و بم تري از ساز توليد مي شود.
توليد صداي بم تر از سازهاي بزرگتر را در مورد سازهاي ايراني واضحاَ مي توان در ساز هاي سنتور و سنتورباس ديد. سنتور باس كه سيم هايي با طول دو برابر سنتور معمولي دارد ، نت هاي بمي را توليد مي كند كه يك گام پايين تر از نت هاي سنتور معمولي هستند.
و امّا جاي سازهايي كه قادر به توليد اصوات بم باشند از قديم الايام در اركسترهاي سازهاي ايراني خالي بوده و به جز ساز بربت كه تا حدودي قادر به ايجاد صداهاي بم مي باشد، گروه هاي مختلف نوازندگان سازهاي ايراني معمولاَ فاقد بم سازها بوده اند.
نمي دانم به چه دليلي در طي سالهاي بعد از 1357 ساز ويولون و سازهاي هم خانواده آن مهجور شدند و استفاده از آنها فقط به بعضي از آثار اركسترال محدود شد ؛ كه البته به شيرمرداني كه اين آثار گرانبها را به وجود آوردند بايد تبريك گفت. در هر صورت جاي خالي سازهاي خانواده ويولن وخصوصاَ بم سازهاي اين خانواده در رنگ آميزي آهنگ هاي ايراني كاملاَ مشهود است.
در طي سالهاي اخير جهت برطرف كردن اين نقيصه ، سازهاي جديدي ساخته
شدند كه قادر هستند نسبت به سازهاي معمولي صداهاي بم تري را توليد كنند ، منجمله سنتورباس و بم تار ؛ ولي فقدان صداهاي بم در مجموعه سازهاي كششي ( آرشه اي ) بارز بود.
در مدت اخير ، استاد شجريان و همكاران وي سازهايي را ساختند و نواختند كه
قادر به توليد صداهاي بم تري نسبت به سازهاي قديم هستند. با ورود اين سازهاي جديد مثل قيچك آلتو ، صراحي ، و بم صراحي به عرصه موسيقي اصيل ايراني ، آثار كمبود بم سازهاي زهي تا حدودي برطرف شده است.
جلوه زيباي صداي اين بم سازها در آثار اخير آقاي شجريان منجمله « رندان مست » به خوبي مشهود است. در مقدمه زيباي اين اثر بي همتا ، صداي ساز قيچك آلتو كه استادانه در بين صداي سازهاي ديگر جاسازي شده ، زمينه بسيار زيبايي را خلق كرده و به آهنگ عمق زيبايي داده كه جاي تحسين و تقدير دارد.
اميدوارم با فراگير شدن سازهاي ساخت استاد شجريان و استفاده به جا از
آنها در تنظيم گروه ها و اجراي آهنگها ، آثاري در موسيقي اصيل ايراني خلق شوند كه زيباتر از آثار گذشته بوده ودچار خلاء رنگ آميزي و اركستراسيون
نباشند.
دكتر احمد شهيدزاده
در ابتدا لازم مي بينم توضيحاتي را در خصوص اين كه زير يا بم بودن صدا به
چه معنايي است و چگونگي تبديل صداهاي زير و بم به همديگر و نحوه توليد صداهاي زير و صداهاي بم در سازها با همديگر مرور كنيم.
چون به نظرم مي رسد كه در مورد سازهاي داراي سيم ( سازهاي زهي ) ، ارائه توضيحات و درك مطلب آسان تر است ، توضيحات را با سازهاي زهي
ارائه مي كنم.
اول اين كه به تعداد ارتعاشات يك سيم در واحد زمان (يك ثانيه ) فركانس گفته مي شود ؛ارتعاش يك سيم با يك فركانس خاص صدايي را توليد مي كند كه همان فركانس را دارد.
وقتي كه يك نوازنده سه تار به يكي از سيم هاي ساز خود مضراب مي زند، بسته
به اين كه آن سيم را با دست ديگرش در كجاي دسته ساز گرفته باشد و سيم را با گوشي مربوط به آن چه مقدار سفت كرده باشد، آن سيم با فركانس خاصي به
ارتعاش درمي آيد و در نتيجه صدايي ايجاد مي شود كه همان فركانس ارتعاش سيم را دارد.
هر چه فركانس ارتعاش يك سيم و در نتيجه فركانس صداي توليد شده بيشتر باشد، صدا زيرتر خواهد بود و بالعكس هر چه فركانس صدايي كمتر باشد، آن صدا بم تر مي شود.
حال فركانس ارتعاش يك سيم و در نتيجه زير يا بم شدن صداي حاصله به چه عواملي بستگي دارد ؟
1- طول سيم : هر چه طول سيمي بيشتر باشد، صداي بم تري توليد مي كند و برعكس، هر چه سيمي كوتاهتر باشد صداي زيرتري توليد مي كند. اين مسئله را در نواختن سازي مثل تار يا سه تار به وضوح مي بينيد ؛ وقتي كه نوازنده به سيمي مضراب مي زند، با حركت دادن دست ديگر كه سيم را روي دسته ساز گرفته، از سمت بالاي دسته به سمت كاسه ساز ، با كوتاهتر شدن سيم ، صداي حاصل از ارتعاش آن زير و زيرتر مي شود.
2- نيروي كشش سيم : هر چه نيروي كشش سيمي بيشتر و يا به عبارتي هر چه سيم سفت تر باشد ، صداي زيرتري توليد مي كند و هر چه سيم شل تر باشد صداي بم تري توليد مي كند.
3- قطر سيم : هر چه قطر سيمي بيشتر باشد ، و به عبارتي هر چه سيم كلفت تر باشد ، صداي بم تري توليد مي كند ؛ وهر چه سيم نازك تر باشد ، صداي حاصل از آن زيرتر خواهد بود.
4- جنس سيم : بسته به اين كه سيم از چه جنسي باشد ، در شرايط يكسان با سيم ديگر مي تواند صداي زيرتر يا بم تري را توليد كند.
بنابر مطالب ذكر شده راه هاي زير و بم كردن صداي حاصله از ساز يكي از موارد زير است :
تغيير دادن طول سيم ، نيروي كشش سيم ، جنس سيم ، يا قطر سيم .
در مورد ساز سنتور موارد فوق به خوبي بارز هستند : هر چه از سمت قاعده بزرگ به قاعده كوچك طول سيم ها كوتاه تر مي شود ونيروي كشش سيم ها بيشتر مي شود ، صداهاي حاصله زيرتر مي شوند ، وهمچنين سيم هاي سفيد كه
فولادي و نازكتر هستند صداي زيرتري نسبت به سيم هاي زرد توليد مي كنند.
بنابراين در عالم موسيقي براي توليد صداهاي بم از سازها راه هاي مختلفي وجود دارد :
1- زياد كردن طول سيم سازها و يا به عبارتي توليد سازهاي بزرگي كه بتوان
سيم هاي بلندتري را در آنها به كار برد.
2- كم كردن نيروي كشش سيم ها ( شل كردن سيم ها ) : شل كردن سيم ها تا حد خاصي امكان پذير است. زيرا سيم اگر از حد خاصي شل تر شود ، صداي نامناسبي ايجاد مي كند ( به قول نوازنده ها گِزگِز مي كند يا گِز مي زند).
3- افزايش قطر سيم : در مورد اين روش هم محدوديت زيادي وجود دارد، زيرا با توجه به ويژگي هاي فيزيكي سازها مثل اندازه خركها و گوشي ها و همچنين طنين صداي سيم ، امكان قطور كردن سيم ها محدود است.
4- تغيير دادن جنس سيم : جنس سيم را نيز به راحتي نمي توان تغيير داد ، زيرا تغيير دادن جنس سيم باعث تغيير طنين ( رنگ ) صداي حاصل از آن مي شود و در نتيجه ممكنست جنس صداي ساز به گونه اي تغيير كند كه ساز جديدي با جنس (رنگ ) صداي كاملاً متفاوت ايجاد شود ؛ و اين اتفاقي است كه در مورد ساز تار باس افتاده است ؛ يعني با تغيير دادن جنس سيم ها سازي توليد شده كه ديگر جنس صداي تار را ندارد و في الواقع اين ساز جديد از نظر جنس صدا ديگر تار نيست.
در مجموع به نظر مي رسد كه منطقي ترين و عملي ترين راه توليد سازهاي داراي صداي بم ، توليد سازهاي بزرگتر است كه واجد سيم هاي طولاني تري باشند. چنين اتفاقي در مورد سازهاي خانواده ويولن به وضوح رخ داده است. با بزرگتر شدن سازها از ويولون به سمت ويولا ، ويولون آلتو ، ويولون سل ، و كنتر باس ، صداي بم و بم تري از ساز توليد مي شود.
توليد صداي بم تر از سازهاي بزرگتر را در مورد سازهاي ايراني واضحاَ مي توان در ساز هاي سنتور و سنتورباس ديد. سنتور باس كه سيم هايي با طول دو برابر سنتور معمولي دارد ، نت هاي بمي را توليد مي كند كه يك گام پايين تر از نت هاي سنتور معمولي هستند.
و امّا جاي سازهايي كه قادر به توليد اصوات بم باشند از قديم الايام در اركسترهاي سازهاي ايراني خالي بوده و به جز ساز بربت كه تا حدودي قادر به ايجاد صداهاي بم مي باشد، گروه هاي مختلف نوازندگان سازهاي ايراني معمولاَ فاقد بم سازها بوده اند.
نمي دانم به چه دليلي در طي سالهاي بعد از 1357 ساز ويولون و سازهاي هم خانواده آن مهجور شدند و استفاده از آنها فقط به بعضي از آثار اركسترال محدود شد ؛ كه البته به شيرمرداني كه اين آثار گرانبها را به وجود آوردند بايد تبريك گفت. در هر صورت جاي خالي سازهاي خانواده ويولن وخصوصاَ بم سازهاي اين خانواده در رنگ آميزي آهنگ هاي ايراني كاملاَ مشهود است.
در طي سالهاي اخير جهت برطرف كردن اين نقيصه ، سازهاي جديدي ساخته
شدند كه قادر هستند نسبت به سازهاي معمولي صداهاي بم تري را توليد كنند ، منجمله سنتورباس و بم تار ؛ ولي فقدان صداهاي بم در مجموعه سازهاي كششي ( آرشه اي ) بارز بود.
در مدت اخير ، استاد شجريان و همكاران وي سازهايي را ساختند و نواختند كه
قادر به توليد صداهاي بم تري نسبت به سازهاي قديم هستند. با ورود اين سازهاي جديد مثل قيچك آلتو ، صراحي ، و بم صراحي به عرصه موسيقي اصيل ايراني ، آثار كمبود بم سازهاي زهي تا حدودي برطرف شده است.
جلوه زيباي صداي اين بم سازها در آثار اخير آقاي شجريان منجمله « رندان مست » به خوبي مشهود است. در مقدمه زيباي اين اثر بي همتا ، صداي ساز قيچك آلتو كه استادانه در بين صداي سازهاي ديگر جاسازي شده ، زمينه بسيار زيبايي را خلق كرده و به آهنگ عمق زيبايي داده كه جاي تحسين و تقدير دارد.
اميدوارم با فراگير شدن سازهاي ساخت استاد شجريان و استفاده به جا از
آنها در تنظيم گروه ها و اجراي آهنگها ، آثاري در موسيقي اصيل ايراني خلق شوند كه زيباتر از آثار گذشته بوده ودچار خلاء رنگ آميزي و اركستراسيون
نباشند.
دكتر احمد شهيدزاده